برای نسرین – تمرینی برای یک حرکت جمعی

نسرین ستوده می‌توانست موکلانش را رها کرده و به دنبال کارهای راحت‌تری برود، شغلش را عوض کند و یا اصلا کوتاه بیاید. جای خوشبختی هست که هنوز انسانهایی وجود دارند که به مفهوم والای انسانیت راه یافته‌ و با تمام وجود در پروش و فراگیر ساختن آن می‌کوشند. این روزها در کشور ما این نوع افراد کمیابند و اکثرا در دست استبداد اسیر. بر ماست که نگذاریم صدایشان خاموش گردد. آنها با گذشتن از جان و زندگی و خانواده تلاش می‌کنند تا شاید روزی کشورشان میزبان حقوق انسانها باشد. توقع زیادی ندارند و فقط به محترم شمردن وجود و حقوق یک انسان دلخوشند.

این شیرزن دارد به ما درس استقامت می‌دهد. دوست داشتم می‌توانستم دستش را بگیرم و یک جوری احساس تحسین‌ام را نثارش کنم. بگویم که به داشتن همچین هموطنی افتخار می‌کنم. دوست داشتم می‌توانستم در حضورش به اینهمه شجاعت و آزادگی تعظیم کنم.

من متوجه شدم که این حکومت ما را بی‌زبان، بی‌بیان کرده است. انسان زبان را اختراع کرد تا بتواند با همنوعانش ارتباط برقرار کند، احساسش را بیان کند. در این کشور غیرخودی‌ها امکانی برای ارتباط با مردم کشورشان ندارند. من چگونه می‌توانم احساس غرورم نسبت به وجود این شیرزن‌ها و آزادمردانی که فقط به خاطر دفاع از حقوق انسانی موکلانشان در دست استبداد اسیر شده‌اند را بیان کنم؟ حیف این احساس‌ها نیست که در سینه‌ها حبس شوند و نتوانند انرژی مثبت خودشان را در جامعه آزاد سازند.

آلان که این امکان از طریق معمولی و مرسوم برایمان میسر نیست، به فکر افتادم که این پیام را کهکشانی کنم. برای این کار به یک علامت، یک سمبل احتیاج دارم. به نور فکر کردم. می‌خواهم برای پیام‌رسانی از نور استفاده کنم. فقط می‌خواهم بگویم من هستم، احساس دارم، می‌فهمم، می‌خواهم نظرم را بگویم. دوست ندارم فکر کنند من نمی‌فهمم، اعتراضی ندارم. نمی‌خواهم سکوت مرا بد تعبیر کنند.

ولی نور را از کجا پیدا کنم؟ نوری که قابل تشخیص باشد. ابراز احساسات باید قابل تشخیص باشد. باید فرقی بین بیان و سکوت باشد. شاید استفاده از تاریکی راحت‌تر باشد! اگر با تاریکی بتوانم تغییری قابل تشخیص ایجاد کنم، می‌توانم پیامم را بفرستم. شاید همین راه‌ حل باشد! می‌توان امتحان کرد.

من می‌خواهم از فردا هر شب ساعت ۱۰ به مدت ۱۵ دقیقه چراغ‌های خانه را خاموش کرده و در تاریکی به نسرین‌ها بگویم که من کارشان را تحسین می‌کنم، به وجودشان افتخار می‌کنم. می‌خواهم این کار را تا آزادیش ادامه دهم. دوست دارم هموطن‌های عزیزم که به انسانیت ایمان دارند، مرا همراهی کرده و روزی ۱۵ دقیقه برای بازگشت به «دوباره حس کردن» سرمایه‌گذاری کنند. رویای من این است که بعد از چند هفته این حرکت به گوش هر ایرانی رسیده باشد و با خاموشی‌های میلیونی ۱۵ دقیقه‌ای بتوانیم به جهان بگوییم که «ما هستیم».

Advertisements
این نوشته در اجتماعی ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s