بهای پشتیبانی

طرف ایرانی: سلام عرض کردم. خوبید خوشید؟ خانوم بچه‌ها خوبند؟

طرف روسی: خوب بریم سر موضوع. من زیاد وقت ندارم.

طرف ایرانی: همانطور که شما هم خبر دارین، امریکا و شرکاش گبر دادن به ما که داریم بمب می‌سازیم و می‌‌خوان تحریممان کنن. خواستم ازتون خواهش کنم موقع رای‌گیری رای مخالف بدین.

طرف چینی: مشکل اینجاست که ما روابط تجاری گسترده‌ای با آمریکا داریم و اگه مخالفت کنیم، پیامدهای اقتصادیش برای ما گران تمام می‌شود.

طرف روسی: همین نیمچه مخالفت‌های ما در رسانه‌ها به روابط ما با آمریکا لطمه شدیدی وارد کرده.

طرف ایرانی: من همه اینها رو می‌دونم. ما هم نخواستیم که این پشتیبانیتان مجانی باشد. ما حاضریم این ضرر اقتصادی را جبران کنیم. شما فقط بگین این ضرر رو چقدر برآورد می‌کنین؟

طرف چینی: ببینید، روابط خوب داشتن با آمریکا یک امتیازیه که تاثیر درازمدتی در سیاست و اقتصاد ما دارد. به همین سادگی نباید لطمه‌ای به آن وارد شود.

طرف روسی: سر همین برنامه الآن آمریکا می‌خواد کشورهای همسایه شما رو با سلاح‌های خودشان تجهیز کنند و سلاح‌های ما رو دستون مونده.

طرف ایرانی: من دفعه اولم نیست که معامله می‌کنم. شما می‌خواین قیمت رو بالا ببرین. بگین چقدر می‌شه.

(بعد از کلی چانه‌زنی)

طرف چینی: حالا چگونه می‌خواهید این ۱۰ میلیارد رو به ما بدهید؟ به خاطر تحریمها که انتقال پول به طور رسمی امکان‌پذیر نیست.

طرف روسی: حیف که نمی‌تونیم سلاح بهتون بفروشیم. می‌تونستیم ۱۰ میلیاردو اونجا جا بدیم.

طرف ایرانی: ما در نظر داریم در آینده صادرکننده برق به خاورمیانه باشیم. در همین زمینه ما به چند تا نیروگاه هسته‌ای احتیاچ داریم. این ۱۰ میلیاردم قاطی اونا حساب کنین.

طرف چینی: ما که همین‌جوری بابت پول نفت به شما جنس می‌دهیم. ما چیکار کنیم؟

طرف ایرانی: شما هم می‌توانید قیمت‌ها رو ۱۰ درصد افزایش بدهید تا زمانیکه این ۱۰ میلیارد از آن افزایش حاصل گردد. پس دیگه حله؟ بعله! حله!

فقط یه خواهش کوچولو داشتم. حق کمیسیون من از این معامله ۱ میلیارد می‌شود که البته از طرف ایران تامین می‌شود. ولی از آنجائیکه این روزها کار انتقال پول کمی سخت شده، گفتم این کمیسیون منمو یه جایی او وسط‌ا جا بدین و به حساب دخترم در کانادا واریز کنین. حالا باید بریم با هم یک چلوکبابی بخوریم که تا حالا تو عمرتون جایی نخوردین.

(بعد از صرف چلوکباب و نوشیدن چای)

طرف چینی: می‌بخشین! من یک سوالی تو ذهنمه، دوست داشتنم مطرح کنم. نه اینکه من از معامله‌ای که کردیم ناراضی باشم. نه من تو عمرم اینچنین معامله خوبی نه کرده‌ام و نه جایی شنیده‌ام. فقط برای ارضای حس کنجکاوی خودم می‌خوام سوال کنم.

طرف ایرانی: بپرس! راحت باش. ما که دیگه الآن پارتنریم.

طرف چینی: برام این سوال پیش اومده که آیا برای شما ارزونتر نبود با آژانس همکاری کننین و برگ برنده رو از دست آمریکا بگیرین؟

طرف ایرانی: باید دید ارزونتر واسه کی؟ ببین اولا اینجوری حالش بیشتره، هیجان انگیزه، اکشن توشه. هیشکی نمی‌دونه آخرش چی می‌شه. از طرف دیگه اونجوری تو این وسط هیچ برنده‌ای نداشتیم. الآن ولی ما سه تا اولین برندگان این معامله هستیم.

Advertisements
این نوشته در اجتماعی ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s