میر حسین عزیز، ای ایستاده در مقابل استبداد، ای جاگرفته در قلبهای ما تولدت مبارک باد

در این دیار ما امید به زندگی آزاد را از دست داده بودیم. در این کشور ارزشها جابجا شده بودند. دیگر عدالت، حقیقت و آزادی ملاک شایستگی و احترام نبودند. جای اینها را کلماتی مثل ثروت، دروغ، تزویر و ریا گرفته بود. اینها و در صدر آنها صفت جدیدی به نام ولایتمداری پیش‌فرض‌های ترقی و صعود به مقام و مناصب بالا بود. ملت متین و مظلوم این سرزمین بعد از تلاش‌های مکرر در راه آزادی که متاسفانه هیچ کدام به نتیجه نرسیده بود، سرخورده و مایوس خود را با این وضع وفق داده بود. سیاست برای مردم کشور ما معنی خارجی نداشت چرا که مجاری تغییر همه در دست قدرتمندان بود. در این میان تو آمدی و کاندید شدی. نه اینکه از تو امیدی به تغییر باشد، بلکه به خاطر خستگی از سیاست‌های طالبانی آمدیم و به حرفهایت گوش دادیم. اعتراف می‌کنم که با گفتن بعضی کلمات مثل آزادی، مردم، اراده ملت، گردش آزاد اطلاعات و غیره ما را انگشت به دهان کردی. آخه این کلمات در نظامی که ما می‌شناختیم، برایمان تازگی داشت و ناگزیر به تفسیرهایی رو آوردیم که اینها همه برای گرم کردن تنور انتخابات است. به هر حال ما که احمدی‌نژاد را شناخته‌ بودیم، به تو رای دادیم. انتظار خاصی هم نداشتیم فقط می‌دانستیم که احمدی‌نزاد را نمی‌خواهیم.

فردای انتخابات روز سرخوردگی ملت ایران بود. ما به تقلب و جابجایی آرا در مقیاس‌های کوچک عادت کرده بودیم. ولی انتصاب احمدی‌نژاد در روز روشن آنهم با ۶۳ درصد دیگر تقلب نبود. این توهین به شعور یک ملت بود. با این وجود باز هم انتظار خاصی نداشتیم. در این سرزمین حرف آخر را یک نفر می‌زند و بقیه باید اطاعت کنند. ولی بر خلاف انتظار از همین روزها بود که نگاه‌ها به تو تغییر کرد. تو به ما «نه» گفتن به حکم حکومتی را یاد دادی. تو و شیخ شجاع روح استقامت را در ملت دوباره زنده کردید. اهمیت این ایستادگی آنجا بارزتر می‌شود که رضائی‌ نامی که او هم به نتیجه انتخابات اعتراض داشت، با کمال غرور اعلام می‌کند: «به خاطر ولایتمداری اعتراض خود را پس می‌گیرم». این جمله شالوده سیاست در ۳۰ سال گذشته در این کشور مصلحت‌زده را به طور کاملا گویا به نمایش می‌گذارد. در جمهوری اسلامی حق‌داشتن و یا رسیدگی به اعتراضات نقش مهمی را بازی نمی‌کند. مصلحت نظام در اطاعت و مهمتر از آن نشان دادن این اطاعت‌کردن است. جمهوری اسلامی نظامیست که به خاطر مصلحت ‌نبودن، انتخابات شوراها خیلی ساده لغو می‌شود. ما از انتخابات به این طرف خیلی‌ها را شناختیم. از علمائی که همش شعار حق و عدالت می‌دادند، حرکتی و یا اعتراضی ندیدیم. آری میر حسین، تو در همچین نظامی تمامی سختی‌ها و فشارها را به جان خریدی و سر تعظیم در مقابل استبداد فرود نیاوردی. و اینگونه بود که شما قائم‌ایستادگان در دل‌های ما جا گرفتید. الآن استبداد با تصمیمات حساب‌نشده و عجولانه خود قصد جان شما عزیزان را کرده است. غافل از آنکه با این کارها عشق ملت به شما را صدچندان می‌کند. لابد چند روز دیگر هم شما را در مقابل دوربین‌ها قرار می‌دهند که متن تمرین‌ شده‌ای را برای مردم بخوانید.

میرحسین عزیز، تولدت را در سراسر ایران با حضورمان در خیابان‌های این کشور اسیر شده جشن خواهیم گرفت. شاید در آنجائیکه اسیر دژخیمانی، صدای فریادهایمان را بشنوی. این حکومت که دائم بر دنبال‌کردن اعتراضمان از طریق قانونی تاکید می‌کند، حتی جای حصر غبرقانونی شما را لو نمی‌دهد. امیدواریم هر چه زودتر همه باهم بتوانیم آزادی ایران را جشن بگیریم.

Advertisements
این نوشته در اجتماعی ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s